
برای مطالعه ی این طلب به آدرس زیر مراجعه کنید:
http://labbayk.com/maghale.PDF
مطلب بسیار جالبی است توصیه می کنم حتما بازدیدنمایید.
مجموعه وبلاگ های سفیر صلح

برای مطالعه ی این طلب به آدرس زیر مراجعه کنید:
http://labbayk.com/maghale.PDF
مطلب بسیار جالبی است توصیه می کنم حتما بازدیدنمایید.

نخست؛ مقام ابراهيم :
گويند مقام ابراهيم تا فتح مكه داخل كعبه بوده و پس از فتح، پيامبر (ص) آنرا در كنار كعبه نزديك درب نصب نمود. و زماني كه آيه ی «و اتّخذوا من مقام ابراهيم مصلي» نازل شد آن حضرت دستور داد تا مقام را جايي كه اكنون قرار گرفته نصب كنند نقل هاي ديگر حاكي از آن است كه خليفه ی دوم آن را به اين محل منتقل كرده است.
كليني از ابن سنان از امام صادق (ع) روايت مي كند: چون ابراهيم بر آن سنگ بالا رفت، آثار قدم هايش در آن بر جاي ماند. ]الكافي: 4 : 222[
علل الشرايع از عمار بن موسي از آن حضرت (ع) روايت مي كند: چون خداوند به ابراهيم وحي كرد كه در مردم (يا در بشريت) ندا بده تا به حج اين خانه آيند، ابراهيم سنگي را كه در آن آثار قدمش بر جاي مانده است در كنار كعبه نهاد و بر آن بر آمد و با صداي بلند ندا داد، سنگ تاب تحمل نياورد پس قدم هاي ابراهيم اندكي در سنگ فرو رفت. ]علل الشرايع : 423[

" با یزید، رحمه الله علیه، به حجّی رفت و او راعادت بود که در هر شهری که درآمدی اول زیارت مشایخ کردی، آنگاه کار دیگر. رسیده به بصره به خدمت درویشی رفت. گفت: یا ابا یزید! کجا میروی؟ گفت: به مکه به زیارت خانهی خدا گفت با تو زَوادهی راه چیست؟ گفت: دویست درم. گفت: برخیز و هفت بار گرد من طواف کن و آن سیم به من ده. برجَست و سیم بگشاد از میان، بوسه داد و پیش او نهاد. گفت: یا ابایزید کجا میروی؟ آن خانهی خداست و این دل من خانه خدا. اما بدان خدایی که خداوند آن خانه است و خداوند این خانه، که تا آن خانه[کعبه] کرده اند دران خانه درنیامده است. در از آن روز که این خانه[دل] را بنا کرده این خانه ازین خداوند خالی نشده است
..........

فلو اننى امسيت فى كل نعمه و دامت لى الدنيا و تملك الا كاسره
فما سويت عندى جناح بعوضه اذا لم يكن عينى لعينك ناظره
اگر تمام نعمتهاى دنيا از آن من باشد و ملك و مملكت كسراها و پادشاهان را داشته باشم، در نظرم هيچ ارزش ندارد زمانى كه چشمم به چشم تو نيافتد
به نقل از labbayk.com

..........
خاقانی آنگاه که قدم به بطحا می گذارد و شتران حاج را می بیند و صدای زنگ
آنها را می شنود، به توصیف می پردازد و سخنش یاد آور قصیده داغگاه فرخی
سیستانی است ، صدای زنگ شتران حاج در گوش خاقانی خوش آیند است.
که آنها را به صداهای آسمانی تشبیه کرده و از آن هم برتر شمرده است.

رسالت پيامبر(ص)در شهر مكه آغاز شد،شهر مكه،براى ابلاغ و گسترش اسلام از زمينهاى برخوردار بود كه مناطق ديگر جهان از آن بىبهره يا كمبهره بودند.ويژگيهاى اين منطقه از جهات مختلفى مىتوانست در تكامل و رشد اسلام در ميان مردم مؤثر باشد.
نخستين مسأله،تقدس كعبه نزد اعراب بود.كعبهاى كه حضرت ابراهيم(ع)بنا كرد،از قرنها قبل از بعثت،به عنوان خانه و معبدى محترم مورد توجه همگان قرار داشته و تقدس خاصى به مكه مىبخشيد،اين تقدس تا جايى بود كه در پناه و پرتو كعبه،مكه شهر امن و امان تلقى مىشد .از كتب تاريخى به دست مىآيد كه كعبه نزد اكثر ملل جهان از قديم الايام مورد احترام بوده است،ايرانيان صائبى مذهب و آشوريان،كعبه را يكى از خانههاى هفتگانه و معظم جهان مىپنداشتند و چون كعبه بسيار قديمى بود برخى آن را خانه«زحل»مىدانستند.
ايرانيان معتقد بودند روح«هرمز»در كعبه حلول كرده و گاه برخى به زيارت آن مىآمدند.يهوديان براى كعبه احترام قائل بودند و خداى را در آنجا بر اساس دين ابراهيم عبادت مىكردند .در كعبه تصوير ابراهيم و اسماعيل(ع)وجود داشت در حالى كه در دست آنها تيرهايى(ازلام)ديده مىشد،همچنين تصوير مريم و حضرت مسيح(ع)در آنجا بودهو اين نشان دهنده آن است كه مسيحيان نيز همچون يهوديان به كعبه احترام مىگذاشتند.زمخشرى حكايتى در باب نامگذارى زمزم نقل كرده كه ضمن آن از آمدن بابك بن ساسان به مكه ياد شده است.حكايت مزبور را با اندكى تفاوت مسعودى و حموى نيز نقل كردهاند. (1) اعراب نيز كه كعبه را خانه خدا و ساخته دست حضرت ابراهيم(ع)مىدانستند،براى آن احترام خاصى قائل بودند و از هر سو براى حج به مكه مىآمدند.اين سنت از دين ابراهيم(ع)در ميان آنان باقى مانده بود.احترام هنديان نسبت به كعبه،بويژه«حجر الاسود»نيز نقل شده است. (2)
.......

مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي(مد ظله العالي):
نكتة مهمي كه شايسته است همة مسلمين آن را دانسته و براي مقابله با آن احساس تكليف كنند، آن است كه امروز تقريباً در همه جاي جهان مبارزة سرسختانه و توطئه آميزي از سوي قدرتهاي استكباري عليه اسلام و مسلمين در جريان است. اگر چه اصل اين مبارزه، تازگي نداشته و نشانههاي آن در تاريخ استعمار اروپايي كاملاً شناخته شده است، ولي ميتوان گفت كه شيوههاي متنوع آن، علني بودن آن و در مواردي شديداً قساوت آميز بودن آن تاكنون سابقه نداشته و پديده روزگار است. نگاهي به اوضاع كنوني عالم اسلام، علت اين پديده، يعني شدت گرفتن و علني شدن مبارزه با اسلام را آشكار ميسازد. علت، چيزي جز گسترش بيداري مسلمين نيست. حقيقت آن است كه مسلمين در يكي، دو دهه اخير، در شرق و غرب جهان اسلام و حتي در كشورهاي غير اسلامي، نهضت حقيقي و عميقي را شروع كردهاند، كه بايد نهضت «تجديد حيات اسلام» ناميده شود. اينك، اين نسل جوان و تحصيلكرده و برخوردار از معارف زمان است كه به عكس توقع مستعمران ديروز و مستكبران امروز، نه تنها اسلام را فراموش نكرده بلكه با ايماني پرشور، كه با استفاده از پيشرفت معارف بشري، بسي روشنبينانهتر و ژرفتر نيز شده است، بدان روي آورده و گمشدة خود را در آن ميجويد.